Father , burns his daughter alive, with the permission of the Iranian law!According to the Iranian law, if a father kills his child, he will not be charged with murder. This barbaric law allows mentally unstable people torture and kill innocent children, just because they are "men" and just because they are allowed to. Iran has a very high rate of child abuse.
In the following message, a reader explains ( from Persian newspapers), how a man has poured gasoline on his 11-year old daughter in front of witnesses and with prior announcement, just to get even with his wife.
He will not be charged with murder. He will be sentenced to prison and can get out with bail. The reader asks for international pressure on the Iranian government to change these barbaric laws.
In Iran, a man can make his 9-year old marry a 60-year old man, just because they can!
If the western governments want to negotiate with Iran, please don't just talk about how much gasoline you can get for the cheapest prize. Demand the Iranian government to observe the basic human rights of the Iranian people. Iranians are as human as the western people!
از خواندن خبر مربوط به آتش زدن دختر بچه بيگناهي بدست پدرش در روزنامه ها دلم چنان بدرد آمد که تا چندين روزوشب خواب و آرامش نداشتم. از کنار اين خبر هولناک نميتوان آسان و آسوده گذشت. کدام انسان باوجدان و بيداري است که اين خبر را بخواند و متأثر نشود:
پدري که از همسرش جدا شده و طبق قانون سرپرستي دختر 10-11 ساله خود را بدست آورده بود، در لجبازي با همسر سابقش، به روي دختر بيگناه خود بنزين ريخت و او را زنده زنده در آتش سوزاند. او اين کار را با قصد و اعلان قبلي، و جلوي چشم مردم، و با وجود التماسهاي عاجزانه دخترک و تلاشهاي فراوان مادر، با اطمينان و فراغبالي کامل انجام داد. ..... و حالا مي تواند آزاد باشد و راست راست بچرخد چرا که طبق قانون، پدران از مجازات (قصاص) بخاطر کشتن فرزاندانشان مصون هستند. بعبارت ديگر مطابق قانون، پدران مي توانند فرزندانشان را بدون نياز به هيچ عذر و دليل و بهانه اي، هر وقت، هر جا ، و به هر شکل که دلشان خواست به قتل برسانند!! (احياناً با پرداخت حداکثر چند ميليون ديه و/يا چند سال زندان – که اين را هم قانونگزاران ما از خودشان اضافه کرده اند وگرنه شرع همين مجازات را هم قائل نشده است.)اين يک فاجعه است بزرگترين فاجعه قابل تصور بشري.کدام مرجعي ميتواند به "پدر" مجوز چنين جنايت و ددمنشيي را بدهد؟ به چه حقي هر کس که نام پدر گرفت بايد اختيار مرگ و زندگي فرزندانش را بدست داشته باشد؟ آن دختر خردسال با آن همه شور و عشق زندگي و آرزوها و روياهاي کودکانه چه گناهي داشت که پدرش توانسته او را چنين سبوعانه زنده زنده در آتش بسوزاند؟شما مي توانيد حال آن زن بيچاره – آن مادر دردمند - را که فرزندش را با چنين بيرحمي در جلوي چشمانش به آتش کشيدند و زنده زنده سوزاندند مجسم کنيد؟ شما هم فرزندي داريد يا روزي خواهيد داشت. به شما چه حالي دست ميدهد اگر بدانيد روزي کسي با فرزند شما همين کار را ميتواند بکند؟
وحشتناک است. مگر ما در چه دوره اي در چه قلمروي زندگي مي کنيم، هيچ کجاي دنيا اين کار را با حيوانات هم روا نميدارند. حتي يک جاني پست بالفطره را که دهها جرم و جنايت مرتکب شده باشد هم به چنين مجازات خشن و وحشيانه اي محکوم نميکنند آنوقت ما با اينهمه ادعاي تقدس و حقوق بشر اسلامي و تعاليم برتر و ..... اجازه ميدهيم که کسي بنام پدر، فرزند خردسالش را به اين شکل وحشيانه و دلخراش بدون هيچ دليل و بهانه اي بقتل برساند! هر جور پدري هم که بوده باشد. حتي اگر از آن پدرهاي بي مسئوليتي که زن و فرزند را رها کرده پي خوشگذراني و کارهاي خلاف و ..... مي روند، يا از آنها که خرج اØ �تياد خودشان را هم بازور از زن و بچه شان ميگيرند، يا اگر درسوی دیگر فرزندشان نابغه رياضي و کامپيوتر هم شده باشد مدال المپياد جهاني هم گرفته باشد قهرمان ورزشي جهان يا هنرمندي بي نظير و .... هم شده باشد، باز پدر بي مسئوليت و بي سواد و بي شعور و .... مي تواند - حق و اختيار دارد – که او را بقتل برساند. این يعني: هرجور پدري مي تواند هرجور فرزندي را هرجوري که دلش خواست بقتل برساند. جاي آن که بازخواست شود اگر در حق فرزندش کوچکترين کوتاهيي کرد و نتوانست اسباب خوشبختي مادي و معنوي او را آنطور که بايد و شايد فراهم کند (که وظيفه پدرمادرها در همه جاي دنيا و حتي نز د حيوانات همين بوده است) تازه اين حق را هم مي يابد که فرزند را بقتل هم برساند؟! آنهم با آزادي عمل نامحدود!!محض رضاي خدا بگوئيد ما واقعاً پيرو چه آئيني هستيم؟هيچ دين و آئيني در تمام اعصار و ادوار تاريخ بشريت چنين وحشيانه، بيرحمانه، و جانخراش به هيچکس اجازه نداده که کس ديگر را بيگناه (يا حتي باگناه) زنده زنده در آتش بسوزاند. حتي امثال ژاندارک را هم اگر در اوج دوران وحشيگري و تعصب و جهالت به آتش ميکشيدند باز لااقل براي آن دليلي مي آوردند اما پدران در قانون ما اين عمل وحشيانه را بدون هيچ عذر و دليلي مي توانند با فرزندانشان انجام دهند و آنان را با مرگي موحش و دلخراش با شکنجه هاي فراوان به ديار مرگ بفرستند!! اين است معني دامان امن پرمهر و محبت پدري؟!
ما همه در برابر آن مسئوليم. هر کودک و انسان بيگناهي که بدينسان کشته شود خونش بر گردن همه ماست. مائي که ديديم و سکوت کرديم و اجازه داديم راحت ادامه داشته باشد و تکرار شود شريکيم در اين جنايات.بما گفتند پدرها حق دارند بچه را از دامان مادر جداکنند تحمل کرديم؛گفتند حق دارند دختربچه 9 ساله را بزور به هرکس که دلشان خواست شوهر دهند تحمل کرديم؛گفتند حق دارند بدون هيچ عذر و دليلي آنها را بکشند بازهم تحمل کرديم؛اما زنده زنده در آتش سوزاندن ..... اين ديگر قابل تحمل نيست.آن دختر کوچک معصوم چه گناهي کرده بود که بايد چنين دلخراش و جانگداز رخت از دنيا بربندد؟ پدرش به چه حقي اين مجوز را درباره او يافته است؟ بخاطر لقمه ناني که احياناً به او داده؟ آيا اين واقعاً مي تواند - حتي اگر عملاً واقع هم شده باشد - دليل موجهي باشد؟پس يعني هنوز هم پدران ميتوانند دخترانشان (و حتي پسرانشان) را نه فقط زنده بگور کنند بلکه حتي ازين پس مي توانند آنها را زنده زنده کباب هم بکنند، قطعه قطعه هم بکنند، مثله يا خفه يا هرجور ديگري که دلشان خواست زجرکش هم بکنند؟!!! غير از اين است معنا و نتيجه اين قانون؟ که آنچنان وحشيانه و غيرانساني است که به هيچ روي نميتوان باور کرد در عصر بيست و يکم، عصر فضا، عصر اتم، عصر .....، در جامعه اي که ادعاي انسانيت و حقوق بشر و تعاليم عالي اسلامي اش سقف آسمان را شکافته چنين قانوني تصويب و اجرا شود و کسي هم جرأت اعتراض به آن نداشته باشد!
شما را بخدا نگذاريد اين ظلم فاحش غيرانساني ادامه داشته باشد. دنبال اين قضيه را بگيريد. پيگير پرونده آن باشيد و تمام مراحل آن را گام به گام با تفصيل فراوان درج کنيد. عکس آن دختر بيگناه و مادر زجرکشيده را چاپ کنيد. با پدر و مادر و دوستان و اطرافيانشان مصاحبه کنيد. عاقبت اين امر، اين حقيقت تلخ غيرقابل هضم را که پدرش اکنون با وجود ارتکاب چنين جنايت وحشتناکي ميتواند براحتي آزاد شود و زندگي معمولش را بکند (و احياناً در آينده باز هم اين عمل را هرچندبار که خواست تکرار کند) ..... واقعياتي چنين دردناک و تکان دهنده را منعکس کنيد. بگذاريد همه بفهمند آگاه شونØ ¯ وجدانها بجنبد عواطف بيدار شود و اعتراضي بپا کنند و کاري صورت دهند. شما ميتوانيد پس شما را بخدا نگذاريد اين فاجعه تکرار شود. نگذاريد تمام قشنگيهاي معنوي و ارزشهاي مقدس خانواده، کانون گرم آن، معني زندگي امن و آسوده در پناه دامان پر مهرومحبت پدرومادر بدين گونه رنگ ببازند. نگذاريد گلهاي پاک و معصوم بدست جلادان خودخواهي مانند اين پدر نشکفته پرپر شوند و تمام آرزوهاي شيرين خود را بگور ببرند. نگذاريد اين اجازه بي منطق بي انصافانه ناعادلانه و ظالمانه و غيرانساني به پدرها فقط بخاطر مرد بودنشان اعطا شود و زيبائيها را نابود کند. حيات، حق هر انساني اس ت و هيچ انسان ديگري نميتواند بيدليل آن را از کسي سلب کند – آنهم به اين شکل.
واي که اگر بگذاريد اين قانون همچنان برجا بماند و عادي شود چقدر نزديک است آن آينده اي که هيچ زني جرأت ازدواج کردن و فرزند آوردن نداشته باشد، ديگر ازدواج و تشکيل خانواده دادن و فرزند زادن و بزرگ کردن جاي آن که يک روياي خوش و شيرين براي دختران جوان باشد يک کابوس شوم و وحشتناک خواهد بود. چرا که زنان و مادران نگونبخت - که فرزندان را در بطن خود و با شيره جان خود مي پرورند ولي نسبت به آنان هيچ حق و اختياري ندارند – سايه شوم اين تهديد را همواره بر بالاي سر خود و فرزند مي بينند که هر زمان پدر دلش خواست بچه را از دامان مادر جدا کند چه با طلاق دادن زن چه با کشتÙ †/زجرکش کردن فرزند در جلوي چشمان خونبار مادر بي آنکه وي بتواند کاري بکند اعتراضي ممانعتي بازخواستي ..... هيچ. حال به ظلم هاي ديگر اشاره نميکنم که در اين مقال کوتاه نميگنجد.وقتي مرد اينهمه حقوق و اختيارات بيقيد و شرط براي خيانت و جنايت نسبت به زن و فرزند خود داشته باشد .... ديگر کدام زن جرأت يا رغبت مي کند به اين شرايط ظالمانه و هراس انگيز تن بسپرد؟ فکرش را بکنيد که چه دنيائي خواهد شد آن دنيائي که اينگونه قوانين و منطقها بر آن حاکم باشد. دنيائي که در آن پول و زور، اختيار زندگي و سرنوشت زن و کودک را بدست مرد داده جاي آنکه عشق و عاطفه و منطق و انصاف حاکم بر آنان باشد. چه کسي دوست دارد در چنين فضا و شرايطي زندگي کند؟ ما داريم به اين سمت مي رويم. بدبختانه بدجور آغازش کرده ايم و اين خيلي خطرناک است خيلي زياد. هيچ کس اين را نمÙ �خواهد اما آنقدر جسارت و شهامت يا وجدان يا ..... ندارند که کاري بکنند چون بهرحال هيچ دليلي – هيچ عذر و بهانه اي – نميتواند توجيه کننده سکوت و گذشت و بي تفاوتي دربرابر آن باشد.محض رضاي خدا ساکت نمانيد. اصلاح اين قوانين از هر کار و امر و وظيفه ديگري واجب تر است. از اصلاح قانون انتخابات، از تصويب بودجه کشور، تغيير قوانين چک و بيمه، وضع مسکن و مترو و ..... ما به بيش از هر چيز اکنون به منطق، انصاف، عدالت، و آزادي احتياج داريم، به شعور و آگاهي و شجاعت – شجاعت در گفتن، پيشقدم شدن، گام نهادن در راه .....
فقط کمي جسارت، کمي غيرت، کمي وجدان و انسانيت، ..... فقط کمي
دست حق بهمراهتان